لب ایوانِ روزمرگی ......
مدتی ست که ...
ذهنم را خالی کرده ام از خیال...
و دلم را از امید...
نشسته ام لب ایوانِ روزمرگی
و نگاه می کنم...به این روزها...
چه بی رمق شده ام که حتی یک آخ هم نمی گویم...
ذهنم را خالی کرده ام از خیال...
و دلم را از امید...
نشسته ام لب ایوانِ روزمرگی
و نگاه می کنم...به این روزها...
چه بی رمق شده ام که حتی یک آخ هم نمی گویم...
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ ساعت 22:15 توسط بی قرار
|